خلوتی با رهی معیری
از خود رمیده
غزلها - جلد دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گل ز دست تو جیب دریدهای دارمچو لاله دامن در خون کشیدهای دارم
۲
به حفظ جان بلا دیده سعی من بیجاستکه پاس خرمن آفت رسیدهای دارم
۳
ز سردمهری آن گل چو برگهای خزانرخ شکسته و رنگ پریدهای دارم
۴
نسیم عشق کجا بشکفد بهار مرا؟که همچو لاله دل داغدیدهای دارم
صفحهٔ ۱ از ۲