شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

نغمهٔ حسرت

غزلها - جلد سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد ایامی که در گلشن، فغانی داشتمدر میان لاله و گل، آشیانی داشتم
۲
گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وارپای آن سرو روان اشکِ روانی داشتم
۳
آتشم بر جان ولی از شکوِه، لب خاموش بودعشق را از اشک حسرت، ترجمانی داشتم
۴
چون سرشک از شوق بودم، خاک‌بوس درگهیچون غبار از شُکر، سر بر آستانی داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth