شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

پاس دوستی

غزلها - جلد سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستیدشمنی‌ها کرد با من در لباس دوستی
۲
کوه پابرجا گمان می‌کردمش دردا که بوداز حبابی سست‌بنیان‌تر اساس دوستی
۳
بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده راجای بیم دشمنی دارد هراس دوستی
۴
جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختندکور بادا دیدهٔ حق‌ناشناس دوستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth