خلوتی با رهی معیری
غنچه پژمرده
غزلها - جلد سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ استهرکه از سر بگذرد از فکر بالین فارغ است
۲
چرخ غارتپیشه را با بینوایان کار نیستغنچه پژمرده از تاراج گلچین فارغ است
۳
شور عشق تازهای دارد مگر دل؟ کاین چنینخاطرم امروز از غمهای دیرین فارغ است
۴
خسروان حسن را پاس فقیران نیست نیستگر به تلخی جان دهد فرهاد شیرین فارغ است
صفحهٔ ۱ از ۲