خلوتی با رهی معیری
اندوه دوشین
غزلها - جلد سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتمهر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم
۲
اشک سیمینم به دامن بود بیسیمینتنیچشم بیخوابی ز چشم نیمخوابی داشتم
۳
سایهٔ اندوه بر جانم فرو افتاده بودخاطری همرنگ شب بیآفتابی داشتم
۴
خانه از سیلاب اشکم همچو دریا بود و منخوابگه از موج دریا چون حبابی داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲