خلوتی با رهی معیری
شمع خاموش
غزلها - جلد سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منع خویش از گریه و زاری نمیآید ز منطفل اشکم خویشتنداری نمیآید ز من
۲
با گل و خار جهان یکرنگم از روشندلیصبح سیمینم سیهکاری نمیآید ز من
۳
آتشی بویی ز دلجویی نمیآید ز توچشمهام کاری به جز زاری نمیآید ز من
۴
ای دل رنجور از من چشم همدردی مدارخسته دردم پرستاری نمیآید ز من
صفحهٔ ۱ از ۲