خلوتی با رهی معیری
سرگشته
غزلها - جلد چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیروی تو راحت ز دل زار گریزدچون خواب که از دیده بیمار گریزد
۲
در دام تو یک شب دلم از ناله نیاسودآسودگی از مرغ گرفتار گریزد
۳
از دشمن و از دوست گریزیم و عجب نیستسرگشته نسیم از گل و از خار گریزد
۴
شب تا سحر از ناله دل خواب ندارمراحت به شب از چشم پرستار گریزد
صفحهٔ ۱ از ۲