خلوتی با رهی معیری
مریم سپید
منظومهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عروس چمن مریم تابناکگرو برده از نوعروسان خاک
۲
که او را به جز سادگی مایه نیستنکوروی محتاج پیرایه نیست
۳
به رخ نور محض و به تن سیم ناببه صافی چو اشک و به پاکی چو آب
۴
به روشندلی قطره شبنم استبه پاکیزگی دامن مریم است
صفحهٔ ۱ از ۴