خلوتی با رهی معیری
مستی و مستوری
ابیات پراکنده
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خون دل چو غنچهٔ گل پاکدامنانمستانه می کشیده و مستور بودهاند
۲
گر ماه من ز مهر بود دور، دور نیستتا بوده مهر و ماه ز هم دور بودهاند
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده