خلوتی با رهی معیری
صبح پیری
ابیات پراکنده
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر آمد صبح پیری پایم از رفتار ماندکیست تا برگیرد و در سایه تاکم برد
۲
ذرهام سودای وصل آفتابم در سر استبال همت میگشایم تا بر افلاکم برد
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده