شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۹ - من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازمبه نظارهٔ جمالی چو ستاره دیده بازم
۲
بهوای زخمهٔ تو همه نالهٔ خموشمتو باین گمان که شاید ز نوا فتاده سازم
۳
به ضمیرم آنچنان کن که ز شعلهٔ نوائیدلِ خاکیان فروزم دلِ نوریان گدازم
۴
تب و تاب فطرت ما ز نیازمندی ماتو خدای بی نیازی نرسی بسوز و سازم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth