خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل دیده ئی که دارم همه لذت نظارهچه گنه اگر تراشم صنمی ز سنگ خاره
۲
تو به جلوه در نقابی که نگاه بر نتابیمه من اگر ننالم تو بگو دگر چه چاره
۳
چه شود اگر خرامی به سرای کاروانیکه متاع ناروانش دلکی است پاره پاره
۴
غزلی زدم که شاید به نوا قرارم آیدتب شعله کم نگردد ز گسستن شراره
صفحهٔ ۱ از ۲