خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۲ - نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزستبخاشاکم شرار افتاد و باد صبحدم تیز است
۲
ندارد عشق سامانی ولیکن تیشه ئی داردخراشد سینهٔ کهسار و پاک از خون پرویز است
۳
مرا در دل خلید این نکته از مرد ادا دانیز معشوقان نگه کاری تر از حرف دلاویز است
۴
به بالینم بیا ، یکدم نشین ، کز درد مهجوریتهی پیمانه بزم ترا پیمانه لبریز است
صفحهٔ ۱ از ۲