خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها رارگ گل رشتهٔ شیرازه شد جمعیت ما را
۲
خرامت بال شوقم داد در پرواز حیرانیکه چون قُمری قدح در چشم دارم سرو مینا را
۳
نگه شد شمع فانوس خیال از چشمپوشیدنفنا، مشکل که از عاشق برد ذوق تماشا را
۴
درین محفل سراغ گوشهٔ امنی نمییابمچو شمع آخر گریبان میکنم نقش کف پا را
صفحهٔ ۱ از ۳