شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح حاجی اسدالله خان شیرازی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشینه چون‌کشید شه زنگ لشکراسلطان روم را ز سر افتاد افسرا
۲
باز سفید روز بپرید از آشیانزاغ شب سیاه بگسترد شهپرا
۳
تاریک شد سپهر چو ظلمات وندروتا زان ستاره چون به سیاهی سکندرا
۴
چونان شبی درازکه پنداشتی قضایکره بریده نافش با روز محشرا
صفحهٔ ۱ از ۲۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth