شعر را زندگی کن
→ قاآنیقاآنی
قاآنی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قصیدهٔ شمارهٔ ۱- در مدح پیامبر اکرم محمد مصطفی‌(‌ص‌)دوشم ندا رسید ز درگاه‌ کبریا←قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح حضرت رضا علیه‌السلام به‌گردون تیره ابری بامدادان برشد از دریا←قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش محمّد شاه دوش که این گرد گرد گنبد مینا←قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح نواب شاهزاده فریدون میرزا فرمانفرماای رفته پی صید غزالان سوی صحرا←قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف نامۀ پادشاه‌گیتی ستان محمدشاه غازی انارلله برهانه‌گویدشکسته خامهٔ آذرگسسته نامهٔ قسطا←قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی طاب‌لله ثراه گویدگسترد بهار در زمین دیبا←قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح حاجی اسدالله خان شیرازی دوشینه چون‌کشید شه زنگ لشکرا←قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - فی مدح سلطان العادل محمد شاه غازی رحمه‌الله علیه عید شد ساقی بیا در گردش آور جام را←قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در شکایت از ممدوح گوید گر تاج زر نهند ازین پس به سر مرا←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در مدح نواب شاهزاده علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه گویدآراست عروس‌گل گلستان را←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در مدح سلالة‌السادت میرزا سلیمان اگر مشاهده خواهی فروغ یزدان را←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی طاب‌الله ثراهچه مایه مایلی ای ترک ترک و خفتان را←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در مدح مقرب‌الخاقان معتمدالدوله منوچهرخان گویدخیز ای غلام زین‌کن یکران را←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی انارالله برهانه گویددر خواب دوش دیدم آن سرو راستین را←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ملکزادۀ بی‌نظیر شهزاده اردشیر فرمایدشاه ختن چو دوش نهان شد به مکمنا←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیرکبیر میرزاتقی‌خان رحمه‌الله گویدنسیم خلد می‌رود مگر ز جویبارها←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در مدح خاتم انبیا صلی‌الله علیه و آلهاز سروش وحدتم بر گوش هوش آمد خطاب←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در تهنیت عید مولود امیرالمؤمنین علیه‌لسلام و مدح پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه خیمهٔ زربفت زد بر چرخ نیلی آفتاب←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در منقبت علی‌بن ابیطالب صلوات‌لله علیه فرمایددوشم مگر چه بودکه هیچم نبرد خواب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - د‌ر مدح حاجی میرزا آقاسی فرمایددو قلاع کفرند با هم مصاحب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - هنگام نهضت عباس‌شاه غازی طاب‌ثراه از خراسان و ماندن محمدشاه غازی نورالله مرقده فرمایدآنچه من بینم به بیداری نبیندکس به خواب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - د‌ر مدح حسین‌خان نظام‌الدوله فرماید ای ترا در چهره آب و وی ترا در طره تاب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - وله ایضاً فی مدحهبدا به حالت آن مجرمی‌که روز حساب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در تهنیت نظام‌الدوله هنگام آوردن خلعت شاهنشاه غازی در هنگام ولیعهدیصبحدم کز جانب مشرق برآمد آفتاب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - مطلع ثانیدر همایون ساعتی فرخنده چون عهد شباب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در شکرانه سلامتی ذات اقدس شهریاری دام ملکه د‌ر فتنهٔ باب علیه‌اللعنه و ا‌لعذابساقی امشب می پیاپی ده که من بر جای آب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - د‌ر مدح مهد کبری و ستر عظمی و تخلص در مدح شاهنشاه غازی ناصرالدین شاه خلدلله ملکهشنیده بودم بیمار را نگیرد خواب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - د‌ر مدح شاهزاد‌هٔ ‌کیوان و ساده شجاع ‌السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرمایدگرفت عرصهٔ‌گیتی شمیم عنبر ناب←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - و‌له ایضاً فی مدحهچه ‌جوهرست ‌که‌هست اعتبار آتش و آب←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - ایضاً ‌در ستایش شاهزا‌ه رضوان و ساده شجاع‌لسلطنه حسنعلی میرزا طاب ‌ثراه فرمایدای به از روز دگر هر روز کارت←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - د‌ر ستایش و نیایش ابولملوک ثانی جمشید جهان ثانی فتحعلی شاه قاجار طاب ثراه فرمایداگر نظام امور جهان به دست قضاست←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - وله ایضاً فی مدحهاین خط بی‌خطا که به از نافهٔ ختاست←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - د‌ر مدح محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسی فرمایدای‌دل اقبال ‌و سعادت نه به سعی ‌و طلب است←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در تهنیت خطان و تطهیر شاهزاده آزاده عباس میرزا ثمره الفواد شهریار ماضی محمدشاه غا‌زی طاب ثراه فرمایداین چه جشنست ‌کزو جان جهان در طرب است←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ا‌لله ثراه فرمایددر چشم منست آنچه به رخسار تو آب است←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - و‌له ایضاً مدحهدارد اگرچه بر همه‌کس روزگار دست←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - وله ایضاْ فی مدحهباز این تویی شهاکه جهانت مسخرست←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - ‌در ستایش کهف الادا‌نی و‌لاقاضی وزیر بی‌نظیر حاجی آقاسی طاب ثراهبر دلم صدهزار نیشترست←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - و له ایضاً فی مدحهعاشق بی کفر در شرع طریقت‌ کافرست←قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - د‌ر مدح سلطان ماضی محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسیهستی دو وجه دارد مخفی و ظاهر است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth