خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیرکبیر میرزاتقیخان رحمهالله گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نسیم خلد میرود مگر ز جویبارهاکه بوی مشک میدهد هوای مرغزارها
۲
فراز خاک و خشتها دمیده سبز کشتهاچه کشتها بهشتها نه ده نه صد هزارها
۳
به چنگ بسته چنگها بنای هشته رنگهاچکاوها کلنگها تذروها هزارها
۴
ز نای خویش فاخته دوصد اصول ساختهترانهها نواخته چو زیر و بم تارها
صفحهٔ ۱ از ۱۶