خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۱۲
باب اول در سیرت پادشاهان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی از ملوکِ بیانصاف پارسایی را پرسید؛ از عبادتها کدام فاضلتر است؟ گفت: تو را خوابِ نیمروز تا در آن، یکنفس خلق را نیازاری.
۲
ظالمی را خفته دیدم نیمروزگفتم این فتنه است، خوابش برده، بِه
۳
وآنکه خوابش بهتر از بیداری استآنچنان بد زندگانی، مُرده به
صفحهٔ ۱ از ۱