شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۳

باب اول در سیرت پادشاهان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود و در پایان مستی همی‌گفت:
۲
ما را به جهان خوش‌تر از این یک‌ دم نیست کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست
۳
درویشی به سرما برون خفته بود و گفت:
۴
ای آن که به اقبالِ تو در عالم نیست گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست؟
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth