خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۳۷
باب اول در سیرت پادشاهان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی مژده پیش انوشیروانِ عادل آورد. گفت: شنیدم که فلان دشمنِ تو را خدای ،عَزَّ وَ جَلَّ، برداشت.
۲
گفت: هیچ شنیدی که مرا بگذاشت؟
۳
اگر بمُرد عَدو، جایِ شادمانی نیستکه زندگانیِ ما نیز جاودانی نیست
صفحهٔ ۱ از ۱