خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۳۸
باب اول در سیرت پادشاهان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گروهی حکما به حضرتِ کسریٰ در، به مصلحتی سخن همی گفتند و بزرگمهر که مهترِ ایشان بود خاموش.
۲
گفتندش: چرا با ما در این بحث سخن نگویی؟
۳
گفت: وزیران بر مثالِ اطبّااند و طبیب دارو ندهد جز سَقیم را. پس چو بینم که رای شما بر صواب است، مرا بر سرِ آن سخن گفتن حکمت نباشد.
۴
چو کاری بی فُضولِ من بر آیدمرا در وی سخن گفتن نشاید
صفحهٔ ۱ از ۲