خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۱۹
باب دوم در اخلاق درویشان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمتِ بیقیاس ببردند.
۲
بازرگانان گریه و زاری کردند و خدا و پیمبر شَفیع آوردند و فایده نبود.
۳
چو پیروز شد دزدِ تیرهروانچه غم دارد از گریهٔ کاروان؟!
۴
لقمان حکیم اندر آن کاروان بود.
صفحهٔ ۱ از ۳