خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۲۵
باب سوم در فضیلت قناعت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابلهی را دیدم سَمین، خِلعتی ثَمین در بر و مَرْکَبی تازی در زیر و قَصَبی مصری بر سر.
۲
کسی گفت: سعدی! چگونه همیبینی این دیبای مُعْلَمْ بر این حیوانِ لایَعْلَمْ؟
۳
گفتم:
۴
قَدْ شٰابَهَ بِالْوَرَیٰ حِمارٌعِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ
صفحهٔ ۱ از ۲