خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۱۶
باب هفتم در تأثیر تربیت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پارسایی بر یکی از خداوندان نعمت گذر کرد که بندهای را دست و پای استوار بسته عقوبت همیکرد. گفت: ای پسر همچو تو مخلوقی را خدای عز ّو جل اسیر حکم تو گردانیده است و تو را بر وی فضیلت داده شکر نعمت باری تعالی به جای آر و چندین جفا بر وی مپسند، نباید که فردای قیامت به از تو باشد و شرمساری بری.
۲
بر بنده مگیر خشم بسیارجورش مکن و دلش میازار
۳
او را تو به ده درم خریدیآخر نه به قدرت آفریدی
۴
این حکم و غرور و خشم تا چندهست از تو بزرگتر خداوند
صفحهٔ ۱ از ۲