خلوتی با کسایی
برف پیری
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنفشهزار بپوشید روزگار به برفدرونه گشت چنار و زریر شد شنگرف
۲
که برف از ابر فرود آید، ای عجب، هر سالاز ابر من به چه معنی همی بر آید برف ؟
۳
از این زمانهٔ جافی و گردش شب و روزشگرف گشت صبور و صبور گشت شگرف
۴
گذشت دور جوانی و عهدنامهٔ اوسپید شد که نه خطش سیاه ماند، نه حرف
صفحهٔ ۱ از ۲