→ کساییکسایی
کسایی
دیوان اشعار
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
سوگنامهبادِ صبا درآمد، فردوس گشت صحرا←موی سپید و روی سیاه ...چون سر من سپید دید بتم←به شاهراه نیازبه شاهراه نیاز اندرون سفر مسگال←دشمنی مذهبیهیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد←به نوبهار ...به نوبهار جهان تازه گشت و خرم گشت←جنازهٔ دوستجنازهٔ تو ندانم کدام حادثه بود؟←نرگسنرگس نگر، چگونه همی عاشقی کند←مرگ امیرآن کس که بر امیر درِ مرگ باز کرد←سرخ رویی و زرد رویینورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود←مردم و زمانهنانوردیم و خوار و این نه شگفت←زلف معشوقکمند زلف را ماند چو برهم بافتن گیرد←شعر و غزلای آن که جز از شعر و غزل هیچ نخوانی←آن خوشه های رز ...آن خوشه های رز نگر آویخته سیاه←دولت سامانیان و بلعمیانبه وقت دولت سامانیان و بلعمیان←صبح و نبیدصبح آمد و علامت مصقول بر کشید←شنبلید ، در میان خویدبگشای چشم و ژرف نگه کن به شنبلید←گازُرکوی و جوی از تو کوثر و فردوس←دیده و اشکدو دیدهٔ من و از دیده اشکِ دیدهٔ من←بهارزاغ بیابان گزید خود به بیابان سزید←خضاب شاعراز خضاب من و از موی سیه کردن من←نیلوفر کبودنیلوفر کبود نگه کن میان آب←خواری مُردهدانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا←نقش دوستمیانهٔ دل من صورت تو بیخ زدهست←مدح حضرت علی (ع)مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر←اعضای معشوققامت چون سرو روانش نگر←کتان و ماهتا تو آن خیش ببستی به سر اندر، پسرا←برف پیریبنفشهزار بپوشید روزگار به برف←پیریپیری مرا به زرگری افگند، ای شگفت←طلب ِ جامای خواجهٔ مبارکِ بر بندگان شفیق←پنجاه سالگیِ شاعربه سیصد و چهل و یک رسید نوبتِ سال←شکفتن لاله و قدحشکفت لاله، تو زیغال بشکفان که همی←درد ِ پیریاز عمر نماندهست برِ من مگر آمُرغ←ای گلفروش ...گل نعمتیست هدیه فرستاده از بهشت←مرغک سرود سرایسرودگوی شد آن مرغک سرودسرای←پیری و پشیمانیجوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم←در نقاشی و شاعری ...هر چند در صناعت نقش و علوم شعر←آبی ...آبی، مگر چو من ز غم عشق زرد گشت←به سفلگانعَصیب و گُرده برون کن، وزو زَوَنج نورد←فضل امیرالمؤمنینفهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین←نوروزنوروز و جهان چون بت نو آیین←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←