خلوتی با کسایی
جامه و کفن
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عمر خویش کرده به بیهودگی یلهخشنود بندگان و خداوند با گله
۲
ای خویشتن به جامهٔ نیکو فریفتهوندر زیان همیشه تو را بانگ و مشغله
۳
زان جامه یاد کن که بپوشی به روز مرگکاو را نه بادبان و نه گوی و نه اَنگُله
صفحهٔ ۱ از ۱