شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که جلوه‌ کرد که آفاق پر ز انوارستکه رخ نمود که ‌گیتی تمام فرخارست
۲
که لب‌ گشود ندانم‌ که از حلاوت اوبه هرکجا که نظر می‌کنم نمکزارست
۳
دگر ‌که آمد و زنجیر دل ‌که جنبانیدکه بر نهاده چو مجنون به دشت و‌ کهسار است
۴
چه تاک بود که بنشاند و کی رسید انگورکه هفت خم سپهر از شراب سرشارست
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth