شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان راعداوت با دل من باد زهر آلود نیشان را
۲
به من بیگانگان را کی دل هم صحبتی ماندکه با من صحبت غم می کند بیگانه خویشان را
۳
دمی صد چشمه هایی ۰۰۰ از دلم سر آمد و شادمکه محکم نیست ایمان محبت صبر کیشان را
۴
نه با من با یکی از اهل دل دوستی می کنولی در کار هست آخر سر زلف پریشان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth