شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان راتا به کی پیش بری لعمه ی شادروان را
۲
این مزاری است که صد چون تو در و مدفون استکه تو امروز بر و طرح کنی ایوان را
۳
جمله در کشتی نوح اند حریفان در خوابورنه هرگز ننشانید قضا توفان را
۴
بحث با رد و قبول بت ترسا بچه استورنه از کفر زبونی نبود ایمان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth