شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نداد نور شراری چراغ هستی ماگلی نچید ز شاخ، دراز دستی ما
۲
عنایت صمدی رد کفر ما نکنداگر کمال به دیر و صنم پرستی ما
۳
سر فتادگی تا به عرش می سایدکلاه فخر بلندی ربود پستی ما
۴
ز نیم مستی ما زآن کرشمه می‌باردکه چشم شاهد عشق است نیم مستی ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth