خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم در کعبهای رو کرد و همت جوید از دلهاکه خواهد ماندش از پی کعبهها در طی منزلها
۲
تو افلاطون دلی، اندیشه را چین در جبین مفکندر آن وادی که جز حسرت ندانی حل مشکلها
۳
مثالی گویمت عامی صفت بردار زآن نقشیجمال کعبه نتوان دید، طی ناکرده منزلها
۴
اگر با میر محمل رمزی از دیر مغان گویمجرس بگشاید و ناقوس بربندد به محملها
صفحهٔ ۱ از ۲