خلوتی با رضیالدین آرتیمانی
غزل شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی که در رهش از پا و سر خبردار استنه عاشق است که در بند کفش و دستار است
۲
غمی به گرد دلم جلوهگر شده که از آنغباری ار بنشیند بر آسمان بار است
۳
بدیگران ببر ای باد بوی نومیدیکه در خرابهٔ ما زین متاع بسیار است
۴
بر آستانه او عاشقانه جان درباخترضی که در غم عشقش هنوز بیمار است
صفحهٔ ۱ از ۱