خلوتی با رضیالدین آرتیمانی
غزل شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم من چون به روی او باز استدر ندانم که بسته یا باز است
۲
خاک فرسوده دیده و گوش استلیک خاموش حرف و آواز است
۳
تو در گفتگو ببند و ببینکه چه درها بروی دل باز است
۴
کلهٔ خشک، جام جمشید استنقش الواح گلشن راز است
صفحهٔ ۱ از ۲