خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماندروزم سیاه گشت و برم سایه هم نماند
۲
چون صبح از آن سبب نفس سرد می کشمکان صبح چهره چون نفس صبحدم نماند
۳
با من ستم نمیکند ار یار من رواستچندان ستم نمودکه دیگر ستم نماند
۴
گویی دلت چرا نشد از هجر من غمینآن قدر تنگ شدکه درو جای غم نماند
صفحهٔ ۱ از ۲