خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب دوشین که مرا لب به لب نوشین بودشب که از عمر شمردیم، شب دوشین بود
۲
گاه لب بر لب جانانه و گه بر لب جامتا دم صبح مرا کار به شب دوش این بود
۳
نوعروسیست جهیزش همه شادی و نشاطدختر زر نتوان گفت گران کابین بود
۴
شوق آن ماه روان از مژهام پروین داشتکار چشمم همه شب با مه و با پروین بود
صفحهٔ ۱ از ۲