خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر دریچهٔ نوری تو یا نتیجهٔ حوریکه فرق تا به قدم غرق در لطافت و نوری
۲
مرا تو مردم چشمی چه غم که غایبی از منحضور عین چه حاجت بود که عین حضوری
۳
گمان برند خلایق که حور بچه نزایدخلاف من که یقین دانمت که بچهٔ حوری
۴
چو عکس ماه که افتد درون چشمهٔ روشنبه چشم من همه نزدیکی و ز من همه دوری
صفحهٔ ۱ از ۳