شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ما شد به نور او بینانظری کن به نور او در ما
۲
آب این چشمه می رود هر سولاجرم سو به سو بُود دریا
۳
غرق بحریم و آب می‌جوئیمما طلبکار او و او با ما
۴
دردمندیم و دلخوشیم از آندرد عشق است و جان بود دردا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth