→ شاه نعمتالله ولیشاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱هر چه گفتم عیان شود به خدا ←غزل شمارهٔ ۲نعمت الله است دائم با خدا←غزل شمارهٔ ۳عارفی کو بُود ز آل عبا←غزل شمارهٔ ۴ما به عین تو دیده ایم تو را←غزل شمارهٔ ۵رند مستی جو دمی با او برآ←غزل شمارهٔ ۶ذوق اگر داری در این دریا درآ←غزل شمارهٔ ۷ظهور سلطنت عشق او است در دو سرا←غزل شمارهٔ ۸خار بی کنگر چه کار آید مرا←غزل شمارهٔ ۹از ازل تا ابد خواند مرا←غزل شمارهٔ ۱۰گر بیازارد مرا موری ، نیازارم و را←غزل شمارهٔ ۱۱هر شب چون ماه میبینیم ما←غزل شمارهٔ ۱۲مجلس خاص او است حضرت ما←غزل شمارهٔ ۱۳این حضور عاشقان است الصلا←غزل شمارهٔ ۱۴دل ما گشته است دلبر ما←غزل شمارهٔ ۱۵عالمی غرقند در سیلاب ما←غزل شمارهٔ ۱۶صد دوا بادا فدای درد بی درمان ما←غزل شمارهٔ ۱۷رفت آن جانان ما از دست ما←غزل شمارهٔ ۱۸چشم ما شد به نور او بینا←غزل شمارهٔ ۱۹فقر ما خوشتر ز ملک پادشا←غزل شمارهٔ ۲۰قدمی نه در آ در این دریا←غزل شمارهٔ ۲۱موج و دریا آب بادش نزد ما←غزل شمارهٔ ۲۲اگر آئی در این دریا بیابی آبروی ما←غزل شمارهٔ ۲۳به هویت چو اوست با اسما←غزل شمارهٔ ۲۴جام گیتی نماست سید ما←غزل شمارهٔ ۲۵نانوشته حرف می خوانیم ما←غزل شمارهٔ ۲۶مخزن گنج جملهٔ اسما ما←غزل شمارهٔ ۲۷عشق تو بلا و مبتلا ما←غزل شمارهٔ ۲۸روشن است از نور رویش دیدهٔ بینای ما←غزل شمارهٔ ۲۹روشنست از نور رویش دیدهٔ بینای ما←غزل شمارهٔ ۳۰در آمد ساقی و آورد جام می برای ما←غزل شمارهٔ ۳۱هرچه خواهد می کند سلطان ما←غزل شمارهٔ ۳۲شاه خودرائی است این سلطان ما←غزل شمارهٔ ۳۳دُرد درد دل بود درمان ما←غزل شمارهٔ ۳۴دل روان جان می دهد در عشق آن جانان ما←غزل شمارهٔ ۳۵صد دوا بادا دوای درد بی درمان ما←غزل شمارهٔ ۳۶حضرت او را به او بینیم ما←غزل شمارهٔ ۳۷غرق آب و آب را جوئیم ما←غزل شمارهٔ ۳۸هرچه می گویند می گوئیم ما←غزل شمارهٔ ۳۹می زخم عشق می نوشیم ما←غزل شمارهٔ ۴۰نور او در دیدهٔ بینا خوشی دیدیم ما←
۱ از ۴۰صفحهٔ بعد ←