خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دُرد درد دل بود درمان ماخوش بود دردی چنین با جان ما
۲
عشق او بحریست ما غرقه در اوگو درآ در بحر بی پایان ما
۳
ای که گوئی جان به جانان می دهمجان چه باشد پیش آن جانان ما
۴
مجلس عشقست و ما مست و خرابسر خوشند از ذوق ما رندان ما
صفحهٔ ۱ از ۲