خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا گفت یاری که ای یار مااگر یار مائی بکش بار ما
۲
برو مایه و سود دکان بمانگرت هست سودای بازار ما
۳
بیا قول مستانهٔ ما شنوبخوان از سر ذوق گفتار ما
۴
نداریم ما کار با کار کسندارد کسی کار با کار ما
صفحهٔ ۱ از ۲