خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ماعاقلان و آشنائی ما و بی خویشی ما
۲
در میان عشقبازان ما کمیم از هر یکیاز کمی ماست در عالم همه بیشی ما
۳
خواجه گر دارد غنا آرد غنائی بر غنااز غنای خواجه خوشتر فقر درویشی ما
۴
بنده دلریش سلطانیم و مرهم وصل اوستعاقبت رحمی کند سلطان به دلریشی ما
صفحهٔ ۱ از ۲