خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رندیم و دگر مستیم تا باد چنین باداتوبه همه بشکستیم تا باد چنین بادا
۲
چون قطره ازین دریا دیروز جدا بودیمامروز بپیوستیم تا باد چنین بادا
۳
عقل از سر نادانی درد سر ما می دادعشق آمد و وارستیم تا باد چنین بادا
۴
ما دست برآوردیم در پاش سر افکندیممستانه از آن دستیم تا باد چنین بادا
صفحهٔ ۱ از ۲