خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۳۶ - گل سرخ
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش زندانبان بگشاد در و با من گفتمژده ای خواجه که امروز گل سرخ شکفت
۲
ناگهان اشگم از دیده روان شد زیرایادم از خانهٔ خویش آمد و مغزم آشفت
۳
خادمی آمد و از خانه بیاورد خورشمرد زندانبان آن گریهٔ من با وی گفت
۴
یادم آمد که به فصل گل با دلبر خویشپیش هر گلبن بودیم به گفت و به شنفت
صفحهٔ ۱ از ۲