خلوتی با ملکالشعرا بهار
حسین (ع)
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب است و بساط عیش، به خوبی مرتب استشبی را که جان در او، به رقص آید امشب است
۲
به هجران و وصل دوست، دل و تن مرکب استدل از وصل در نشاط، تن از هجر در تب است
۳
در این قصه نکتههاست در این رشته تارها
۴
دلافروز ماه من کجایی که شب رسیدزمان تعب گذشت، اوان طرب رسید
صفحهٔ ۱ از ۷