خلوتی با ملکالشعرا بهار
بلدی
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چار ماه است که مهمل شده کار بلدیآخر این قوم ندادند قرار بلدی
۲
گشته از غصه و غم زرد عذار بلدیخفته در خاک عدم جسم نزار بلدی
۳
نرود فاتحه خوانی به مزار بلدیآه و صد آه براین حالت زار بلدی
۴
نه به مشهد بلدی ماند و نه در ری بلدیما ندانیم که آباد شود کی بلدی
صفحهٔ ۱ از ۷