خلوتی با ملکالشعرا بهار
بخش ۱۷ - خواب دیدن بهار سنائی را
کارنامهٔ زندان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خفته بودم شبی به خانهٔ خویشهمچو مرغی در آشیانهٔ خویش
۲
دیدم آنجا به مشهدم گوییواندر آن پاک مرقدم گویی
۳
می کنم خدمت اندر آن درگاهبا خضوع و خشوع بیاکراه
۴
چون که فارغ از آستانه شدمدر رواق کشیکخانه شدم
صفحهٔ ۱ از ۱۱