شعر را زندگی کن
→ منظومه‌هاملک‌الشعرا بهار
ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - گفتار نخست در عظمت ذات باریتعالی و نقص ادراک بشرای نبرده کسی به کنه تو راه←بخش ۲ - گفتار دوم در خلقت جهانآن مهندس که این بنا پرداخت←بخش ۳ - در مذمت مخدرات و مسکراتباده و این همه ز باده بتر←بخش ۴ - گفتار سوم سبب نظم کتابداشت امسال ماه فروردین←بخش ۵ - صف ادارهٔ تأمینات و شرح زندانمثل مردمان خطا نشود←بخش ۶ - صف زندان نمرهٔ دوپس ره نمرهٔ دو پیمودم←بخش ۷ - صف زندان نمرهٔ یکدیده‌ام من ز بام آنجا را←بخش ۸ - سبب بنای زندانبهر آن شد بنای نمرهٔ یک←بخش ۹ - تمثیلگشت مردی شریک پرخواری←بخش ۱۰ - حکایت حاج واعظ قزوینیشب آدینه هشتم آبان←بخش ۱۱ - در نیکامی و بدنامی می گویدآه‌ از انسان که‌ چون‌ شود سوی پست←بخش ۱۲ - حکایت دیوانه‌ای که سنگ به چاه اندختکرد دیوانه‌ای به چاه نگاه←بخش ۱۳ - تغییر زنداننمرهٔ دو بُوَد چو نمرهٔ یَک←بخش ۱۴ - در صفت محبس تأمیناتاندرین ‌حجره‌ام ‌پس‌ از خور و خواب‌←بخش ۱۵ - داستان شبی از شب های جوانیدر جوانی چنان که می‌دانی←بخش ۱۶ - غزل مرادفهرکه او یار محترم دارد←بخش ۱۷ - خواب دیدن بهار سنائی راخفته بودم شبی به خانهٔ خویش←بخش ۱۸ - گفتار چهارم در صفت استاد گویدگیتی از اوستاد باشد راست←بخش ۱۹ - در فایدهٔ علومعلم از بهر چیست ای استاد←بخش ۲۰ - در صفت شیّادان لفّاظ که با دانستن چند اصطلاح خود را عالم نامیده و درمجالس سخن می گویندبود مردی ز هر هنر عاری←بخش ۲۱ - در فضیلت شاگردی کردنز اوستادی کهن بگیر سراغ←بخش ۲۲ - در فواید اختصاص و تقسیم کارها میان مردم دانانیک بنگر بدان بنای بلند←بخش ۲۳ - در وظیفه‌شناسیرسم مکتب بود که استادت←بخش ۲۴ - در وصف باغچهٔ بهار و شرح حال او در خانهموسم نوبهار خانهٔ من←بخش ۲۵ - حبس شدن بهار بار دیگردشمن بنده بود «‌درک‌هی‌»←بخش ۲۶ - خطاب به نزدیکان شاهای که نزد شه آبرو داری←بخش ۲۷ - گفتار پنجم در دین و آیین و صفت وجدانهان بهارا مکوب آهن سرد←بخش ۲۸ - داستان رفیق بی‌وجدانداشت مردی جوان رفیقی چند←بخش ۲۹ - در اخلاق و نفوس زناناین جوان داشت خانمی مقبول←بخش ۳۰ - دعوت شوهر زن را به کیش وجدانداشت اصرار شوهر نادان←بخش ۳۱ - نیرنگ رفیق طرار در دیدن روی زن یاریار طرار از این به تنگ آمد←بخش ۳۲ - درشتی کردن شوهر با زن خودگفت با زن که این اداهایت←بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانوادهاین کشاکش بسی نگشت دراز←بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهردیرگاهی بر این وَتیره گذشت←بخش ۳۵ - حکمتپیش زن مدح دیگران مکنید←بخش ۳۶ - جعل‌ نامه و گرفتار ساختن مرد بیگناهنامه‌ای ساخت پس به خط رفیق←بخش ۳۷ - غزل در بیان مذهب نوخاستگانمرد باید که دل دژم نکند←بخش ۳۸ - داستان مرد حکیمداشت همسایه‌ای به حبس مقیم←بخش ۳۹ - داستان حبس مرد حکیمیار جست از حکیم زندانی←بخش ۴۰ - حکایت مرغ پیر که به دام افتادخواندم ‌اندر حدیث « کنفوسیوس‌»←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth