خلوتی با ملکالشعرا بهار
بخش ۳۱ - نیرنگ رفیق طرار در دیدن روی زن یار
کارنامهٔ زندان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار طرار از این به تنگ آمدتیر تدبیر او به سنگ آمد
۲
لاجرم ساخت با زنی بدکارگفت هرجا، زن منست این یار
۳
رفت با زن به خانهٔ آن مردرخ زن پیش مرد یکسو کرد
۴
گفت: خانم به همره مادررفته بودند مدتی به سفر
صفحهٔ ۱ از ۵