خلوتی با ملکالشعرا بهار
دل مادر
دل مادر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود در بصره جوانی ز اعرابشده از عشق بتی مست و خراب
۲
دختری آفت دل، غارت دینغمزهاش در ره جانها به کمین
۳
چشم جادوش به کفر آغشتهصف مژگان ز خدا برگشته
۴
عشوهاش خون جوانان خوردهدل صد پیر و جوان آزرده
صفحهٔ ۱ از ۳